خب بزار یکم از خودم بگم ...همه فکر میکردن برم دانشگاه عوض میشم مثل خیلیای دیگه اما نشدم ...چون به قول استاد متون تخصصی مون شخصیتمون یک شخصیت مستقل و ثابت شکل گرفته هست ...تو روزای اول یونی اون مانتو
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
يك سري از آدم ها را حاضري همه جوره كنار خودت داشته باشيبه عنوان هر چيزي كه ميشود و امكان داردعشق ، دوست ، رفيق!مهم بودنشان است اينكه مطمئن باشيم كه هستند چه دور چه نزديك، حتي اگر غريبه ترين آشنا شوند!
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
- اگر 1 جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.- اگر 2 جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.- اگر 3 جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.- اگر 4 جلد کتاب بخوانید در خ
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
توی "حس چهل سالگی"؛چه اتفاقاتی ميافته؟ هیچ وقت درک نکرده بودم؛ چرا پدران قدیم تا چهل روز نوزادشان را بغل نمی کردند یا مرگ عزیزان شان را چهل روز سیاهپوش بودند چرا شبهای سرد زمستان و روزهای گرم تابست
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
من یک معذرت خواهی به تو بدهکارم!برای تمام نداشته ها و نا بلدی هایم...راستش باید من را ببخشی که بلد نیستم مثل معشوقه های امروزی باشم...بلد نیستم که کدام رنگ را با کدام رنگ دیگر میتوان ست کرد یا کدام آر
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی
یک روز از خواب بیدار می شوی و به تو می گویند این آخرین روز زندگی توست از جایت بلند می شوی دلت به حال خودت می سوزد با خودت فکر می کنی امروز چقد می توانی بیشتر زندگی کنی بیشتر از زندگی لذت ببری !دوش می
برچسب:
نویسنده: حامد میرزایی